

اندیشکده خاورمیانه (Middle East Institute) در گزارشی تحت عنوان "هدیه اسرائیل به ایران" به قلم "ماروین وینبایم" (Marvin G. Weinbaum) در باب نتایج حمله احتمالی رژیم صهیونیستی و حتی آمریکا به ایران نوشت: اگر بتوانیم به این سؤال پاسخ دهیم که آیا رهبران ایران بازیگران منطقی هستند، میتوانیم با ترسیم نمای کلی حمله به ایران، نتیجه این حمله را حدس بزنیم.
وینبایم در مقاله خود مینویسد: اگر چه اسرائیل حمله ایران را بر اساس حق خود مبنی بر نجات جامعه یهودی از حمله اتمی ایران ترسیم میکند، لکن با توجه به شواهد ظاهری و پشت پرده، رهبران ایرانی چنین نیتی نداشته و این گمان اسرائیل با واقعیتها تفاوت بسیاری دارد!
حمله به ایران غیر منطقی، شاید بهترین راه برای ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هستهای باشد لکن، رهبران ایران با شیوه منطقی خود به دنبال خروج از درگیر کردن این کشور با هر گونه حمله احتمالی هستند ولی با فرض حمله به این کشور، عملا راه برای هژمونی شدن ایران در منطقه و جهان هموار شده و ایران به راحتی زنجیره هستهای خود را بیش از پیش گسترش خواهد داد.
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه مقاله خود مینویسد: با توجه به اظهارات و اقدامات اخیر ایران و تهدید آمریکا به خصوص اسرائیل به وسیله رهبر این کشور، تحرکات و اظهارنظرها درباره حمله احتمالی اسرائیل به ایران بسیار قوت گرفته است لکن در صورت حمله هوایی وسیع به تأسیسات هستهای ایران و کشته شدن هزاران نفر از غیر نظامیان و انتشار رادیو اکتیو در منطقه، عملا ایران به عنوان یک طعمه اما در نقش شکارچی پیروز در منطقه شناخته میشود، همدردی بینالمللی به سرعت افزایش مییابد، رهبران ایرانی منتظر انفجار خشم از سوی مردم خشمگین جهان اسلام هستند که در وضعیت فعلی بیداری عربی، احتمال آن بسیار زیاد است.
ایران با استفاده از موج افزایش قیمت نفت در اروپا، میتواند اتحادیه اروپا را در سیاستهای خود کنترل کند، تحریمهای اقتصادی علیه ایران به احتمال بسیار زیاد از بین میرود و قطعنامههای سازمان ملل به سمت محکومیت این حمله حرکت میکند و آمریکا در جایگاه خود در شورای امنیت سازمان ملل هیچ اقدام قابل قبولی نمیتواند انجام دهد.
وی در ادامه نتایج حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به ایران مینویسد: در صورت حمله به ایران، موج احساسات ضد آمریکایی و ضد غربی در منطقه به خصوص پاکستان و افغانستان منفجر شده و ایران با استفاده از نفوذ خود در منطقه میتواند به گونهای اجبار آمیز آمریکا و ناتو را از منطقه خارج کند و روابط خود با پاکستان و افغانستان را گسترش دهد و حتی رابطه میان آمریکا و پاکستان به واسطه تأثیر ایران و خشم مردم پاکستان رو به محدودیت میرود.
بعد از حمله به ایران، به واسطه ضعف کشورهای منطقه خلیج فارس، حضور آمریکا در منطقه خلیج فارس غیر قابل پذیرش خواهد شد و ایران به عنوان حریف بلامنازع در منطقه ظاهر میشود.
وین بایم در ادامه مقاله خود و با اشاره به نتیجه حمله به ایران در سیاست داخلی میافزاید: در صورت حمله به ایران، میلیونها نفر از مردم ایران پشت سر نظام اسلامی قرار گرفته و از برنامههای هستهای ایران حمایت میکنند و عملا شانس احیای جنبش سبز برای ده سال دیگر به تأخیر میافتد. با این حساب چه کسی در داخل و خارج از این کشور شهامت دارد که از تصمیم ایران در برنامه هستهای جلوگیری کند؟
این نویسنده در پایان مقاله خود با ارزیابی نتایج حمله به ایران، مدعی میشود: با فرض حمله موفقیت آمیز اسرائیل به ایران، ایران برای یک سال از دستیابی به سلاح هستهای عقب میماند ولی بعد از آن میتواند دوباره و با فرصت و قدرت بیشتری به سمت ساخت سلاح هستهای، حرکت کند.
وی همچنین درباره عکسالعمل جمهوری اسلامی نسبت به حمله رژیم صهیونیستی به ایران مینویسد: به نظر میرسد ایران با استفاده از نفوذ خود در منطقه به خصوص در میان حماس و حزبالله، اسرائیل را از پای در میآورد و در نگاه کلی حمله به ایران، هدیه بزرگی از سمت غرب به ایران است.
"رادیو فردا" ارگان رسانه ای سازمان سیا، از پایتخت رژیم صهیونیستی خبر داد: روز شنبه نزدیک به هزار تن از مردم اسرائیل در تل آویو دست به تظاهرات زده و مخالفت خود با اقدام نظامی این کشور علیه ایران را نشان دادهاند. این مخالفان جنگ، شعارهایی با مضمون مخالفت با اقدام نظامی علیه ایران سر داده و سیاستهای "تند" و "افراطی" دولت حاکم در اسرائیل را مورد انتقاد قرار دادند.
"فرنوش رام" درباره شعارهایی که در این تجمع و تظاهرات گفته شده، چنین میگوید: «یک سری مسائل داخلی و محلی هم با شعار مطرح میشد. مقدار زیادی از شعارها به ناکامیها و تحقق نیافتن هدفهایی که مقامات وقت اسرائیلی برای خودشان در جنگ 33 روزه تعیین کرده بودند، اختصاص داشت. به خاطر دارید که در تابستان سال 2006 اسرائیل درگیر یک نبرد 33 روزه با گروه حزب الله لبنان شد. در شعارها گفته بودند که این بار صحبت از موشکهای کوتاه برد نیست، بلکه صحبت از موشکهای حقیقی خواهد بود و تأکید کرده بودند که ملت اسرائیل به هیچ وجه خواهان وضعیت جنگی نیست.»
خانم رام در خصوص شعارنویسی ها در این تجمع گفت: «در یک جایی در شعارها هم حتی خطاب به مردم اسرائیل نوشته بودند که مگر دلتان برای موشک پرانیها تنگ شده است؟ الآن همین دو سه هفته پیش جنوب اسرائیل آماج یک سری راکتهای کوتاه برد بود.»
فرنوش رام همچنین در خصوص نقش احزاب و کمپین های ضد جنگ در این تظاهرات گفت: «تقریباً میشود گفت که احزاب در ایجاد آن نقشی نداشتند اما هیچ تردیدی نیست که احزاب میانه و چپ اسرائیل هم مسلماً از این نوع تجمعها طرفداری میکنند.»
به نظر می رسد اقتدار نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران تقریبا تمام صهیونیست ها -به جز یک اقلیت افراطی- را به اجماع رسانده است که حمله به ایران ثمره ای جز نابودی در پی نخواهد داشت.
به نقل از العالم، "محمد العریفی" مفتی وهابی سعودی در اظهاراتی توهین آمیز در یک شبکه اماراتی، مدعی شد: «قبل از تحریم شراب افرادی به پیامبر شراب هدیه می دادند، پیامبر اسلام نیز این شراب را می فروخته و یا هدیه می داد.»
این مفتی وهابی همچنین مدعی شد: «شراب نجس نیست زیرا پس از تحریم شراب مردم بطری های شراب را در جاده ها خالی کردند، به همین دلیل پای صحابه هنگام رفتن به مسجد برای نماز به شراب آغشته می شد

شیخ وهابی "عائض بن عبدالله بن عائض القرنی" از روحانیون درباری عربستان، در گفتگو با شبکه العربیه مردم سوریه را به شورش مسلحانه بر ضد "بشاراسد" فراخواند.

وی تصریح کرد: «همه ملت سوریه باید سلاح به دست بگیرند و با بشار اسد بجنگند. اسد مشروعیت خود را از دست داده و جنگ با او واجب تر از جهاد با اسرائیل است!!»
این شیخ وهابی حتی مفتی سوریه را به باد انتقاد گرفت و او را به دروغگویی و وارونه کردن حقایق متهم کرد. "القرنی" همچنین کینه عمیق خود از مجاهدین لبنانی را با حمله ناجوانمردانه به "سیدحسن نصرالله" بروز داد و مدعی دخالت ایشان در وقایع سوریه شد.
شیخ وهابی افراطی در این مصاحبه حتی حاضر نشد نسبت به هتاکی گستاخانه صهیونیستها به قبله نخست مسلمانان -مسجدالأقصی- و همچنین اقدام بیشرمانه نظامیان آمریکایی در سوزاندن قرآن کریم هیچ گونه واکنشی نشان بدهد!
خاطرنشان می شود که "القرنی" همان کسی است که در دوران جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام علیه ملت مظلوم ایران، به صراحت از جنایات آنها دفاع می کرد. وی پس از به دار آویخته شدن دیکتاتور معدوم عراق، شعری در تمجید از صدام سرود و با وقاحت هر چه تمامتر از او با عنوان "شهید" یاد کرد.
انقدر درد در سینه دارم که توان صحبت ندارم
امروز شاهد ظلم در سیستمی هستم که به ان معتقد بودم و هستم
سیستم مشکلی ندارد
قدرت طلبی و سلطه گری افراد ایجاد اشکال میکند
کسانی که مدام نعره میزنند که مولای ما علی (ع) هست
خود به شیوه ان حضرت عمل نمیکنند!
انقدر خود را درگیر دنیا کردند
و انقدر به صندلی قدرت تکیه زدند
که گویی یادشان رفته بعد از گذشت زمانی قرار است به زیر خاک بروند!
خدا شکر میکنم که خداوند نعمت مرگ را افرید
اگر همین نبود وا ویلا...............
پناه میبرم به خدا از شر این مسلمان نماها!
انهایی که به اسم اسلام بزرگترین ضربه را به اسلام میزنند!
انهایی که از بیت المال هر طور که دلشان بخواهد استفاده میکنند!
اینان از نسل همان افرادی هستند که در مقابل سپاه سید الشهدا ایستادند و زمانی که حضرت موعضه میکردند هلهله کردند
که حضرت فرمود شکمهای شما از مال حرام پر شده که صدای من را نمیشنوید!
و امروز به وضوح میبینم کسانی که ذره ای دل برای اسلام نمیسوزانند اما با لباس اسلام ظاهر میشوند!انقدر ظلم میکنند که گویی به مرگ اعتقادی ندارند!
در خصوصی ترین مسائل افراد تجسس میکنند!
توهین میکنند!شکنجه میکنند!زندانی میکنند!
از تمام امکانات هم استفاده میکنند تا به مقاصد شخصی خود برسند!
ادمهای حقیری که عقده های درونی خود را اینگونه خالی میکنند!
ایا روایاتی درباره تبرک به اثار پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان در منابع اهل سنت وجود دارد؟
سوال کننده:جلال سرگزی
معنای لغوی تبرک:
تبرک در لغت به معنای طلب برکت است و برکت به معنای زیادت و رشد یا سعادت است.
لسان العرب، ج 10، ص 390؛ صحاح اللغه، ج 4، ص 1075 و النهایه، ج 1، ص 120.
معنای اصطلاحی:
تبرک به چیزی؛ یعنی طلب برکت از طریق آن شیء. و در اصطلاح به معنای طلب برکت از طریق چیزها یا حقیقتهایی است که خداوند متعال برای آنها امتیازها و مقامهای خاصی قرار داده است؛ همانند لمس کردن یا بوسیدن دست پیامبرصلی الله علیه وآله یا برخی از آثار آن حضرت بعد از وفاتش.
فتاوای علمای وهابیت در حرمت تبرک
2 - ابن عثیمین میگوید:
«تبرک جستن به پارچه کعبه و مسح آن از بدعتهاست؛ زیرا در این باره از پیامبرصلی الله علیه وآله چیزی نرسیده است» .
مجموع الفتاوی لابن عثیمین، رقم 366.
شورای دائمی مفتیان وهابیان میگویند:
«توجّه پیدا کردن مردم به این مساجد و مسح نمودن دیوارها و محرابها و تبرک به آنها بدعت و نوعی شرک و شبیه به عمل کفار در جاهلیّت است».
اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الافتاء، ح 3019.
بن باز میگوید:
«قرار دادن قرآن در ماشین به جهت تبرک، اصل و دلیلی بر آن نبوده و غیر مشروع است».
فتاوی اسلامیه، ج 4، ص 29.
ظاهراً از میان صدها هزار شهید دوران دفاع مقدس، فقط و فقط شهید همت و شهید باکری برای فتنه گران مهم هستند و سنبل بسیجی واقعی و آزادگی و آزادمردی. دلیلش هم لابد اسن است که خانواده انها فریب کودتاگران سبز را خورده اند و با آنان همکاری مینمایند. یک نفر هم یافت نمیشود یقه آنها را بگیرد و بگوید آخر چرا کسی سراغ دیگر شهدا نمی روید؟ چرا افکار این دو شهید را با امانتداری منتشر نمیکنید تا مردم بدانند آنها چرا جنگیدند؟

به گمانم حضرات یادشان رفته است که مردم ما بنده خدای همت هستند نه بنده همت و باکری که بستگان فعلی و سابق آنها بال بال میزنند تا آنها را جدای از جزیان های اصیل انقلاب اسلامی جلوه دهند؟
لزوم هوشیاری در برهه کنونی به دلیل آن است که فتنه جویان با استفاده از گذشت زمان و فراموش شدن جنایت های انان در اهانت به تصویر امام و روز عاشورا و . . . تلاش می کنند تا با سواستفاده از علاقه مردم ایران به اسطوره های دفاع مقدس، مانند انگل هائی به جنازه متعفن فتنه سبز، جانی دوباره ببخشند.در این شرایط بر ماست تا همچنان به روشنگری و تقاضای محاکمه فتنه گران بپردازیم تا فتنه گران و حامیانشان گمان نکنند که می توانند ژست طلبکارانه خویش را حفظ نموده و برای ملت شریف ایران تعیین تکلیف نمایند.

یکی از عناصر سابقه دار ضدانقلاب، «نقابداری» شورای هماهنگی سبز را توهین به شعور مخاطبان ارزیابی و اعلام کرد: ما را دست کم گرفته اید که خیال می کنید مشتی نادان و جاهل هستیم، ما عروسک کوکی نیستیم.
مهرانگیز کار (همسر سیامک پورزند) با اشاره به بیانیه های گاه و بیگاه گروه موسوم به شورای هماهنگی راه سبز، در «روز نت» نوشت: به محتوای بیانیه تان کاری نداریم. به این که فراخوان حضور خیابانی می دهید هم کاری نداریم. اما به این کار داریم که ترکیب انسانی «شورای سبز امید» که زیر آن پنهان شده اید چگونه است؟ آیا این حق را برای مردم قبول دارید که بخواهند شما را بشناسند و بر پایه عقل و شعور اقدام کنند؟ منظورم که روشن است... در 100 سال گذشته همه رهبران نام و نشان و شناسنامه سیاسی داشته اند الا این شورای سبز امید که بی نیاز از معرفی، آموزش سیاست می دهد آن هم برای حضور خیابانی! و ما را می ترسانند که مبادا به صورت جدی از نام و نشان اعضا سؤال کنید که در این صورت به همسوئی با جمهوری اسلامی متهم می شوید. این تهدید گاهی ضمیمه می شود به این دستور عامیانه سیاسی که خب شما می توانید شورا را قبول نداشته باشید. بقیه اش که به شما مربوط نیست. این هم توضیح بی ارزش و بی اعتباری است که بی اندازه مبتذل و غیرسیاسی است. ما سکوت نمی کنیم و غلاف نمی کنیم و دربست و بی اختیار تبدیل نمی شویم به عروسک های کوکی در دست جوان هایی که آنها را در شبکه های اینترنتی کاشته اند. از شور و انرژی سیاسی که یک شورای موهوم و ناشناس را تبلیغ می کنند، سوءاستفاده می شود.
وی همچنین می نویسد: آنها (شورا) ما را دست کم گرفته اند و خیال می کنند با مشتی نادان و جاهل در عرصه سیاست های اعتراضی طرف هستیم و خیال می کنند ایرانیان همه صدسالی که در راه آزادی خون داده اند چشم به راه مجهولی بوده اند از جنس بی نام و نشان شورای سبز امید که خود را بر بال های اینترنت به آنها تحمیل می کنند. انتظار این است که مردم این مجهول را روی سر بگذارند و حلوا حلوا کنند که اگر چنین بشود و ایرانیان هنوز به این درجه از عقل سیاسی نرسیده باشند که به افراد بی هویت تکیه کنند چیزی دستشان را نمی گیرد و بلکه بسیار چیزها از دست می دهند. جالب است کسانی که دنبال راه موهوم و وجود مجهول راه افتاده اند در پاسخ به کسانی که چندین پیراهن بیشتر از آنها در کار سیاسی پاره کرده اند می گویند: اعضای شورا فعالان سیاسی شناخته شده ای هستند که اگر خود را معرفی کنند دستگیر می شوند! شگفتا از این آموزه های سیاسی که به جوان های کم تجربه داده اید و دریغا که تلویحا یادآور می شوند مهم نیست جان و امنیت کسانی که به فراخوان یک شورای ناشناس گوش می سپارند و احیانا قربانی می شوند.
«کار» اضافه می کند: «بر بیانیه صادره جهل حاکم است. ظریفی که از من هم نسبت به موضوع حساس تر بود می گفت از کجا بدانیم که کار عوامل رژیم نیست و می خواهند سرکوب را به کمک جمعی که خارج از کشور وقت و نیرو می گذارند تا شاید از راه دور کاری کرده باشند، بهتر به سامان برسانند و جمعی را که هنوز تن به خطر می دهند زیر نام موهومی طعمه کنند. اینک ما از محافلی که هر یک به خود سمتی داده اند و با سوءاستفاده از نبود موسوی و کروبی به نام آنها بازی های خطرناک می کنند و تازه از خود هم مایه نمی گذارند و با امتناع از معرفی خودشان تن به ریسک نمی دهند احساس خطر می کنیم.»
یادآور می شود شورای کذایی پس از افتضاح 25 بهمن اعلام موجودیت کرد و طراحان این سیاه بازی با وجود حضور در اروپا همچنان ادعا می کنند که اعضای شورا در ایران هستند و به همین دلیل برای حفظ امنیت آنها، اعلام اسامی اعضا صلاح نیست. اخیرا هم که امیر ارجمند و مزروعی و واحدی به عنوان تنها اعضا واقعی شورای مذکور به تیپ هم زده اند. مزروعی و امیر ارجمند مایلند ژستی اصلاح طلبانه به خود بگیرند اما هر یک ساز خود را می زنند در حالی که واحدی به خاطر دست کم گرفته شدن از ابتدا ساز مخالف می زند تا بیشتر دیده شود.

الف) مقامات ناقض حقوقبشر (در داخل و خارج از آمریکا):الف) مقامات ناقض حقوقبشر (در داخل و خارج از آمریکا):
1- "توماس جی پیکارد" (Thomas J.Pickard)، رئیس اف.بی.آی در سال 1993 (نقض حقوقبشر در جریان حمله به فرقه داوودیه در آوریل 1993 در شهر وبکو در ایالت تگزاس و کشتن بیش از 82 نفر از پیروان این فرقه فرعی مسیحی و نقض حقوقبشر در زمان ریاست وی بر سازمان سیا در سال 2003 در افغانستان و عراق)؛
2-ژنرال جفری دی میلر (Geoffrey D. Millcr)، فرمانده زندان گوانتانامو از سال 2002 تا 2007 به اتهام نقض حقوقبشر، شکنجه و آزار زندانیان؛
3-دریادار جفری هربسون (Jeffrey Harbeson)، فرمانده کنونی زندان گوانتانامو به دلیل تداوم دخالت در شکنجه و آزار زندانیان و نقض حقوقبشر از سال 2010؛
4-ناخدا ویلیام راجرز (William Rogers)، فرمانده ناو وینس آمریکا در جریان حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران در 3 ژوئیه 1983؛
ب) حامیان فعالیتهای تروریستی، ناقضین حقوقبشر و دخالت در قاچاق مواد مخدر:
5- فرانک جی گاردنر، نخستین فرماندار نظامی آمریکا در عراق در سال 2003 به اتهام دخالت در کشتار غیرنظامیان در مناطق مختلف عراق، نقض حقوقبشر؛
6-پل برمر، فرماندار نظامی آمریکا در عراق از سال 2003 به اتهام دخالت در کشتار غیرنظامیان در مناطق مختلف عراق، نقض حقوقبشر و دست داشتن در فاجعه بازداشت و شکنجه زندانیان در زندان ابوغریب؛
7-دونالد رامسفیلد، وزیر دفاع آمریکا از سال 2001 تا 2006 به اتهام کشتار مردم غیرنظامی، شکنجه و آزار زندانیان ابوغریب، گوانتانامو و بگرام و همچنین کشتار هزاران انسان بیگناه در افغانستان و عراق؛
8-ریچارد پرل از مقامهای نظامی وزارت دفاع آمریکا در سال 2003 از طراحان عملیات نظامی در افغانستان و عراق و دخالت در جنایات انجام شده از سوی نیروهای آمریکایی در دو کشور افغانستان و عراق؛
9-پل ولفوویتز، معاون وزیر دفاع آمریکا در سال 2003 و از طراحان حمله به افغانستان و عراق به اتهام دخالت در جنایات انجام گرفته در افغانستان و عراق؛
10-ژنرال جان (جک) کین (John M.keane)، معاون رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در سال 2003 به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان و شکنجه و آزار زندانیان ابوغریب و گوانتانامو و نقض حقوق بشر در افغانستان و عراق؛
11-ژنرال ریچارد کدی (Richard A.Cody)، معاون رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در سال 2004 به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان و نقض حقوقبشر در افغانستان و عراق؛
12-ژنرال جیمز ماتیوس، فرمانده عملیات نظامی آمریکا در فاجعه کشتار غیرنظامیان در فلوجه در عراق در سال 2003 به دلیل دخالت در ارتکاب جنایت علیه بشریت؛
13-ژنرال جرج کیستی، معاون و سپس رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا از سال 2003 تا 2007 به اتهام کشتار غیرنظامیان در عراق و افغانستان، اشغال کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در اربیل و زندان نمودن و آزار 5 تن از دیپلماتهای جمهوری اسلامی ایران به مدت بیش از دو سال و نیم و نقض حقوقبشر؛
14-ژنرال ریکاردو سانچز (Ricardo sanchez)، فرمانده نیروهای آمریکایی مسئول شکنجه زندانیان زندان ابوغریب و غیرنظامیان در عراق به اتهام نقض حقوقبشر و دخالت در تروریسم دولتی آمریکا؛
15-ژنرال تمامی فرانکس، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق پس از اشغال نظامی به اتهام مشارکت در نقض گسترده حقوقبشر در طول دوره اشغال عراق؛
16-ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده وقت نیروهای آمریکایی در عراق و فرمانده بعدی نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان (نامزد کنونی ریاست سیا) به اتهام نقض گسترده حقوقبشر و کشتار غیرنظامیان در کشورهای افغانستان و عراق و نیز دخالت در قاچاق مواد مخدر؛
17-ژنرال ریموند اودیرنو، فرمانده وقت نیروهای آمریکایی در عراق در سالهای 2003 تا 2008 به اتهام مشارکت در نقض گسترده حقوقبشر در عراق؛
18-ژنرال جانس کاربینسکی، مسئول زندان ابوغریب به اتهام شکنجه و آزار زندانیان نقض گسترده حقوقبشر در عراق؛
19-ژنرال استیون کاسبون از مسئولین زندان ابوغریب به اتهام شکنجه زندانیان و نقض گسترده حقوقبشر در عراق؛
20-ژنرال استنلی مککریستال، فرمانده نیروهای آمریکا در افغانستان به اتهام کشتار غیرنظامیان، شکنجه و آزار زندانیان در بگرام، نقض حقوقبشر و مشارکت در قاچاق مواد مخدر؛
21-ژنرال جک بریگز، فرمانده پایگاه هوایی بگرام در افغانستان به اتهام حمایت لجستیکی و آموزشی از اعضای گروهک تروریستی موسوم جندالله، حمایت از تروریسم در افغانستان، کشتار غیرنظامیان و نقض گسترده حقوقبشر در افغانستان؛
22-لویس فری (Luis Freeh)، رئیس سازمان پیشین اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به اتهام نقض حقوقبشر و مشارکت در شکنجه و آزار زندانیان در افغانستان و عراق؛
23-رابرت مولر (Robert Muller)، رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان، نقض گسترده حقوقبشر در افغانستان و عراق؛
24-ژنرال جیمز جونز (James Jons)، مشاور پیشین امنیت ملی رئیسجمهوری آمریکا به اتهام حمایت از ترویزم (سازمان تروریستی منافقین) و کمک به گروههای تروریستی در افغانستان و عراق و علیه مردم ایران؛
25-ژنرال پیتر جی شومیکر (Peter J. Schoomaker)، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در سال 2007 به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان، شکنجه و آزار زندانیان در زندانهای گوانتانامو و بگرام، نقض حقوقبشر در کشورهای افغانستان و عراق؛
26-استوارت لوی، معاون پیشین وزیر خزانهداری آمریکا به اتهام نقض حقوقبشر در اعمال تحریم علیه مردم ایران.
در دلـــــــم بــــــــود که آدم شوم، امّا نشدم
بــــى خبر از همه عالم شوم، امّا نشدم
بـــــــر درِ پیــــــرِ خــــــرابــــات نهم روى نیاز
تا بــه این طایفه محرم شوم، امّا نشدم
هجرت از خویش کنم، خانه به محبوب دهم
تا بـــه اسمـــــا معلّم شوم، امّا نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رستــــه از کوثر و زمزم شوم، امّا نشدم
فــــــــــارغ از خـویشتن و واله رخسار حبیب
همچنــــان روح مجسم شوم، امّا نشدم
سر و پا گوش شوم، پاى به سر هوش شوم
کـــــز دَم گرم تو مُلهَم شوم، امّا نشدم
از صفــــــا راه بیابــــــم به ســــــــوى دار فنا
در وفــــا یــــــار مسلّم شوم، امّا نشدم
خواستم بر کنم از کعبه دل، هر چه بت است
تــــا بــــرِ دوست مکرّم شوم، امّا نشدم
آرزوهــــا همـــــه در گور شد اى نفس خبیث
در دلــــم بــــود کـه آدم شوم، امّا نشدم
دیوان امام خمینی
نظرات ()